سيد محمد باقر شفتي

244

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

السجود عليه بيان شد . مخفى نماند آنچه مذكور شد در حق كسى بود كه عالم به حقيقت حال بود لكن به اعتقاد آن كه محل ما يصح السجود عليه است و وضع جبهه بر آن نمود . به عبارت اخرى عالم به حكم بود لكن جاهل به موضوع ، در اين حال فساد اعتقاد او منكشف شد ، و اما هرگاه عالم به موضوع بود لكن جاهل به حكم چنين ، مىدانست آن چيز فرش است مثلا لكن نمىدانست كه سجدهء بر فرش جايز نيست و در اثناى سجده عالم به حكم شد ، پس اگر اين در غير سجدهء اولى بوده باشد نماز باطل و استيناف آن لازم است . و اما هرگاه در سجدهء اولى بوده باشد ، پس هرگاه بعد از فراغ از ذكر واجب بوده باشد ، ظاهر اين است كه نماز او باطل بوده باشد ، دور نيست كه چنين بوده باشد اگر چه قبل از فراغ از ذكر واجب بوده باشد . و اما هرگاه در سجدهء اولى بوده باشد لكن قبل از شروع به ذكر واجب در اين وقت عالم به حكم شد ، در اين صورت هرگاه ايصال ما يصح السجود عليه نمود به جبهه ، يا ايصال جبهه نمود به آن بعد از آن اتيان به ذكر نموده ، دور نيست كه حكم شود به صحت نماز ، خصوصا در صورتى كه وقت ضيق بوده باشد و اين شخص تقصير در تعلم نكرده باشد ، و اللَّه العالم بحقائق أحكامه . مطلب هفتم : در بيان عجز از انحناء . بدان كه هرگاه كسى متمكن از انحناء نبوده باشد ، به حدى كه محل جبهه مساوى با موقف ، يا أرفع از آن بوده باشد به مقدار لبنه ، يا متمكن از انحناء هست في الجملة ، يا متمكن از آن نيست مطلقا . و در صورت تمكن از انحناء يا متمكن هست از وضع جبهه به ما يصح السجود عليه يا نه ، و در صورتى كه متمكن از انحناء مطلقا نيست يا متمكن هست از ايماى به سر يا نه ، و در صورت عدم تمكن از ايماى به سر يا متمكن هست از ايماى به چشم يا نه ،